تبليغاتX
نگاه عاشق

نگاه عاشق

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 20:12  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 20:11  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:1  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:58  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:46  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 0:43  توسط حمیرا  | 

انتخاب کن
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 23:4  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 1:54  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:5  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:4  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:2  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 0:22  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 0:20  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 0:18  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 23:38  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 23:18  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 1:13  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 20:8  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 23:56  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 23:57  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 23:49  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 23:45  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 1:19  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 1:15  توسط حمیرا  | 

 

                   به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد

                      به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد

                  به پاهایت بیاموز که هر جایی ارزش رفتن ندارد

                   به احساست بیاموز که هرکس ارزش خواستن ندارد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 2:28  توسط حمیرا  | 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شو دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق  دیوانه که بودم

یادم آمد شبی بازهم ازآن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جو نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت 

خوشه ماه فروریخت در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب وصحراوگل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آمد تو به من گفتی :

از این عشق حذر کن

لحظه ای بر این آب نظر کن

آب و آینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش که فردا دلت بار گران است

به تو گفتم:حذر از این عشق ندانم

روز اول که دلم به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام نشستم

تو به من سنگ زدی من نرمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زدوبگریخت

اشک در چشمان تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامان اندوه کشیدم

رفت در ظلمت غم آن شب وشبهای دگرهم

نگرفتی دیگراز عاشقی آزرده چند هم

نرفتی دیگراز آن کوچه گذرهم

           بی تو اما

به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 2:26  توسط حمیرا  | 

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود.وکیلم دلم بود و حصاری از عاشقان و دل سوختگان و قاضی اسم من را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن اعلام کرد و سپس محکوم به تنهایی و مرگ شدم . کنار چوبه دار از من خواستند آخرین خواستم را بگویم و من گفتم :

                          به او بگویید هنوز دوسش دارم.......          

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 1:26  توسط حمیرا  | 

به انتظارت خواهم ماند تا ابد و برای همیشه

زیرا میدانم که روزی به سوی من بازخواهی گشت پس با همه توانم این تلخی انتظار را تحمل خواهم کرد

به انتظارت خواهم ماند زیرا قلب من باهرتپش خود آهنگ خاطرات گذشته را می نوازد

قلبی که در آن خاطرات و خوشی ها تا ابد مدفون است

حتی اگر بدانم جسمت به سوی من بازنم گردد باز هم به انتظارت می نشینم

                 شاید روزی صدای پایی را بشنوم که ازآن تو باشد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 0:56  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 1:17  توسط حمیرا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 1:13  توسط حمیرا  |